نمایش خانگی

لوک خوش‌شانس، مهمان تازه فیلم‌نت شد 

روزنه هنر- آرش پارساپور؛ سریال «لوک خوش‌شانس» در فیلم‌نت با ساخت بصری چشمگیر، اما تردید در لحن و شکستن زودهنگام اسطوره، به اقتباسی نیمه‌موفق تبدیل شده است.

شخصیت لوک خوش‌ شانس، خلق شده توسط موریس دو بور کاریکاتوریست بلژیکی در سال ۱۹۴۶ و ادامه یافته توسط همکار همیشگی‌اش یعنی رنه گوسینی، هشتاد سال است که در میان خوانندگان و دوستدارانش جایگاه ویژه دارد. این کابوی تنها که سریع‌تر از سایه خود شلیک می‌کند، پیش از این سه بار به سینما آمده است: ترنس هیل در سال ۱۹۹۱ اسلحه‌اش را به دست گرفت و سپس تیل شوایگر در سال ۲۰۰۴ در قامت او فرو رفت و در نهایت ژان دوژاردن در سال ۲۰۰۹ تبدیل به لوک خوش شانس در عالم لایواکشن شد. هر سه تلاش، با وجود ستاره‌های بزرگ نتوانستند روح کمیک و انیمیشن را به تصویر زنده سینمایی منتقل کنند. حالا آلبان لنوآر، بازیگری که با فیلم‌های اکشن مانند «گلوله گمشده» و «آنتی‌گنگ» شناخته می‌شود، چکمه‌های این کابوی را پوشیده و در دل بیابان‌های اسپانیا (جایی که فیلم‌برداری انجام شده) سوار بر اسبی به نام جالی جامپر ظاهر شده است.

سریال «لوک خوش شانس» محصول مشترک دیزنی پلاس فرانسه و فرانس تلویزیون در ۸ قسمت و به کارگردانی بنژامن روشه از ۲۳ مارس ۲۰۲۶ روی پلتفرم دیزنی پلاس در دسترس قرار گرفته و با زیرنویس اختصاصی فیلم‌نت در اختیار دوستداران لوک‌ خوش‌ شانس قرار گرفته است. سریال «لوک خوش شانس» در فیلم‌نت تماشا کنید.

خط داستان و چرخش بنیادین لوک خوش شانس

داستان از جایی آغاز می‌شود که مار سمی توسط شخصیت شرور داستان یعنی آقای پیت در کلاه لوک جا داده می‌شود و دست تیرانداز افسانه‌ای را از کار می‌اندازد. این آسیب جسمانی، استعاره‌ای است برای کل رویکرد سریال: قرار است اسطوره از تخت خود پایین کشیده شود و جایش را به شاگردش بدهد.

در همان قسمت اول، دختری هجده ساله به نام لوییز با بازی بیلی بلن وارد می‌شود که در جست‌وجوی مادر گم‌شده خود به نام چارلی است. این دو ناخواسته همراه می‌شوند و در دل غرب وحشی به ماجراجویی‌هایی می‌رسند که می‌تواند مسیر تاریخ ایالات متحده را تغییر دهد. در کنار آن‌ها چهره‌های آشنا از جهان لوک خوش شانس نیز حضور دارند: ژروم نیل نقش جو دالتون را بازی می‌کند، کامی شامو در کسوت کالامیتی جین ظاهر می‌شود، ویکتور لو بلون نقش بیلی د کید را تصویر کرده و آلیس تالیونی نقش مرموز خود را در پس‌زمینه داستان پیش می‌برد که بهتر است برایتان اسپویل نشود و خودتان بفهمید کیست! تمامی قسمت های «لوک خوش شانس» د

کارگردانی و ساخت بصری

بنژامن روشه که پیش از این با آثاری چون «لنوآر» در دو قسمت «آنتی‌گنگ» همکاری کرده بود، در اینجا با بودجه قابل توجه و دسترسی به لوکیشن‌های طبیعی اسپانیا، توانسته است تصویر باورپذیر از غرب آمریکا بسازد. میزانسن این سریال انرژی یک اکشن سینمایی را دارد و چشم‌اندازهای طبیعی، یکی از قوی‌ترین برگ‌های برنده محصول جدید دیزنی پلاس از دنیای لوک خوش شانس هستند.

طراحی لباس، چهره‌پردازی غبارآلود و رنگ‌بندی غروب‌های سرخ غرب وحشی، نشان می‌دهد که سازندگان به‌خوبی با کدهای وسترن اسپاگتی و سبک سرجو لئونه آشنا هستند. در عین حال، روح کمیک هم در نماهای دونفره و قاب‌بندی دوئل‌ها حفظ شده است و طرفداران هر دو ژانر (دوستداران وسترن و دوستداران انیمیشن لوک) راضی می‌شوند.

جایی که قطار از ریل خارج می‌شود

مشکل بزرگ سریال در فاصله‌ای است که میان شخصیت کمیک و نسخه تصویری ایجاد شده. این لوک دیگر کابوی سبک‌بال و حاضرجواب کمیک‌ها و انیمیشن‌هایی که از او می‌شناسیم نیست. او خسته است، فرسوده است، زخمی است و حتی سیگار هم نمی‌کشد. نبود سیگار البته میراث استودیوی هانا باربرا در دهه هشتاد است و ربطی به دیزنی ندارد، اما نکته اصلی جای دیگری است. سریال می‌خواهد قهرمان را آسیب‌پذیر و انسانی نشان دهد (مثل کاری که دی‌سی با سوپرمن و بتمنش کرد) ولی این آسیب‌پذیری از همان لحظه نخست به اسطوره آسیب می‌زند. لوک خوش‌شانسی که از دقیقه یک شکننده باشد، اسطوره را در ذهن مخاطب می‌شکند، چون آنچه او را خاص می‌کرد حالا از او گرفته شده. این تصمیم شجاعانه ولی نسنجیده، ستون فقرات قهرمان قصه ما را لرزانده است.

دیالوگ و لحن، آشفتگی در دو راهی

دومین مشکل در فیلمنامه است. چهار نویسنده پای متن نشسته‌اند و نتیجه، لحنی است که میان شوخ‌طبعی کلاسیک گوسینی و گفتار نسل زد معلق مانده است. وقتی متن به سمت ابزورد و موقعیت‌های کمیک می‌رود، مثل صحنه دوئل پانتومیمی، همه چیز می‌درخشد، اما هرگاه مسیر فیلمنامه می‌خواهد جدی شود یا یک توطئه سیاسی را پیش ببرد، در دیالوگ‌های شعاری و کلیشه‌ای فرو می‌رود. این یک بام و دوهوایی مدام به چشم می‌خورد و حس مونتاژ سکانس‌هایی را می‌دهد که در هم جا نمی‌گیرند.

ریتم سریال هم آنچنان یکدست نیست. در بعضی قسمت‌ها، چیزی که باید یک داستان پرشتاب باشد، به پیاده‌روی تنبل بدل می‌شود و صحنه‌های تکراری حس کش آمدن مصنوعی به مخاطب می‌دهند هرچند به طور کلی داستان در ۸ قسمت به‌خوبی روایت می‌شود و می‌توان این مشکل فراز و نشیب فیلمنامه را با اغماض نادیده گرفت.

بازی‌ها، نقطه روشن میان ابرها

با وجود این مشکلات ریز، ترکیب بازیگران یکی از موفقیت‌های سریال است. آلبان لنوآر در نقش لوک خوش شانس جثه و نگاه مناسب این نقش را دارد و خستگی درونی شخصیتش را با حداقل میمیک منتقل می‌کند، هر چند شور و نشاط لازم در او کم است و گاهی به نظر می‌رسد بیش از حد گرفته بازی می‌کند.

بیلی بلن در نقش لوییز کشف اصلی این سریال است. حضور پررنگ و قدرتمند او، توازن لازم میان جدیت قهرمان و سرزندگی جوانی را برقرار می‌کند و اگر این بازیگر نبود، شاید کل اثر بی روح می‌شد.

ژروم نیل در نقش جو دالتون انتخاب درستی بوده است و خشم همیشگی این شخصیت کمیک را با لحن استندآپ کمدی فرانسوی در می‌آمیزد.

کامی شامو نیز در نقش کالامیتی جین جذاب ظاهر شده است و حضور او یکی از خاطره‌انگیزترین لحظات اثر را می‌سازد؛ البته یکی از غم‌انگیزترین کاستی‌ها، ضعف حضور جالی جامپر یا بوشوگ است. در کمیک، این اسب و سگ با حرف‌های طعنه‌آمیز خود نقش طنزی داشتند که اینجا این نقش از آنها گرفته شده است. تبدیل لوکِ تنها به یک دوتایی کابوی-نوجوان این فقدان را جبران کرده است؛ انگار سازندگان از خلوت قهرمان ترسیده‌اند و تلاش کرده‌اند هر صحنه را با گفت‌وگوی دونفره پر کنند که اتفاقا کار پسندیده‌ای بوده است.

استقبال جهانی و وضعیت بین‌المللی

باید بدانید سریال در فهرست ده‌گانه برتر دیزنی پلاس در بازارهای جهانی جای گرفته است، به‌ویژه در فرانسه و بلژیک که خاستگاه کمیک هستند.

کاربران آمریکایی فعلا به این سریال دسترسی ندارند، چراکه توزیع بین‌المللی هنوز محدود است اما خوشبختانه در ایران فیلم‌نت سریال «لوک خوش شانس» را با زیرنویس اختصاصی در دسترس مخاطبان قرار داده است.

این «لوک خوش‌شانس» محصولی است که ظاهری درخشان و قلبی مردد دارد. سرمایه‌گذاری بصری و انتخاب بازیگران، آن را از مشکلاتش نجات داده و کاری کرده است که دوستدارانش بتوانند لحظات خوشی را با لوک جدید سینما سپری کنند. برای تماشاگری که با کمیک «موریس» بزرگ نشده‌اند این سریال یک سرگرمی قابل قبول است و برای عاشقان قدیمی، یادآور این پرسش است که چرا هیچ اقتباسی هنوز نتوانسته جان واقعی این کابوی را به تصویر بکشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا