تئاتر

نقاشی و طنز جواد مجابی به شعر نزدیک می‌شود

داریوش مودبیان، کارگردان و فیلم‌نامه نویس در نشست شب یادواره جواد مجابی گفت: مجابی آنچه می‌اندیشید را می‌نوشت، چون شاعر بود. نقاشی و طنز او به شعر نزدیک می‌شود. برای من، مجابی همچون یک کودک، بسیار صادق، ساده، روان و بی‌ریا بود. نقاشی او کودکانه باقی ماند.

 

به گزارش روزنه هنر از ایرنا، در سلسله برنامه‌های هفت شب مجابی، نشست شب یادواره با حضور اهالی فرهنگ و هنر و خانواده زنده‌یاد جواد مجابی غروب سه‌شنبه ۲۱ مهر در نشر ثالث برگزار شد.

 

در این برنامه ناستین مجابی، همسر جواد مجابی ضمن قرائت شعری، گفت: این رویداد تا ۲۴ مهر ادامه خواهد یافت، همچنین قبیله فرهنگی ما در همه جا هرچند کوچک، مهمترین فِدای زمین است.

 

در ادامه داریوش مودبیان، کارگردان و فیلم‌نامه نویس با اشاره به فعالیت‌های گسترده مجابی، توضیح داد: او دست به قلم و اهل نظر چه در تئاتر، چه در سینما و حتی در نقاشی بوده است. نقاش خوبی بود، مجابی جمع‌آوری اطلاعات کرده، تاریخ نوشته و مقدماتی که بر آثار نقاشان نوشته تنها معرفی آنها نیست بلکه نکته‌هایی را نوشته که به چشم نمی‌آید.

 

وی افزود: مجابی آنچه می‌اندیشید را می‌نوشت، چون شاعر بود. نقاشی و طنز او به شعر نزدیک می‌شود. برای من، مجابی همچون یک کودک، بسیار صادق، ساده، روان و بی‌ریا بود.

 

مودبیان ادامه داد: نقاشی او کودکانه باقی ماند، در کارهای او شیطنت آمیزی، نگاه اغراق آمیز و رنگ‌های برجسته را می‌بینید. مجابی تضاد رنگی را بدون واهمه کنار هم می‌گذارد. وقتی جوان شد (از لحاظ درونی)، شاعر شد.

 

این بازیگر تصریح کرد: داستان نویسی مجابی همراه با کامل مرد شدن او است و عصر پختگی او در طنزهایش است. مجابی ما را در طنز شگفت زده می‌کند، به سادگی با شما سخن نمی‌گوید و در شعر هم رندانه سخن می‌گوید.

 

 

 

مجابی‌ها آموزگار بودند

 

در ادامه رضا بابک، بازیگر با اشاره به اینکه دوره‌هایی با خانواده مجابی زندگی کرده و با همسر او در دانشکده هم‌کلاس بوده و تئاتر بازی می‌کرده، گفت: دوستانی که ایران نبودند و با من تماس تصویری داشتند، برای جواد مجابی و سیروس ابراهیم‌زاده بسیار ناراحت بودند. این دوستان، یگانه فرهنگ بودند.

 

وی افزود: بارها گفته‌ام که مجابی‌ها تنها دوست نبودند، معلم و آموزگار بودند و راه را در تئاتر، سینما، نقاشی و شعر، نشان می‌دادند.

 

حضور مجابی در روزنامه، فخر این حرفه بود

 

در ادامه هوشنگ گلمکانی، نویسنده و منتقد سینما با اشاره به اینکه مهمترین ویژگی مجابی در جمع‌ها، طنز قوی او بود، گفت: مجابی نگین مجلس بود، سال ۱۳۵۱ که کار حرفه‌ای را در مطبوعات شروع کردم، چهره‌ای جا افتاده و شناخته شده بود، حضور او به عنوان هنرمند فرهیخته‌، برای ما روزنامه‌نگاران فخر این حرفه محسوب می‌شد.

 

گلمکانی خاطرنشان کرد: مجابی تا سال‌ها روزنامه‌نگار باقی ماند، در زمینه‌های مختلف پژوهش، شعر و نقاشی فعالیت داشت.

 

وی با اشاره به ساخت فیلم بلند آهو گفت: این فیلم کم دیده شد، و خیلی‌ها از آن خوششان نیامد، آهو برایم کار دلی بود. روزی دوست مشترکی به من گفت، مجابی از فیلم خیلی خوشش آمده و تعبیرهای شاعرانه‌ای از فیلم داشته است. می‌خواسته متنی بر فیلم بنویسد که متاسفانه حسرت آن بر دلم ماند.

 

 

 

ادامه دهنده راه بزرگان هستیم

 

در ادامه اسدالله امرایی، روزنامه‌نگار و مترجم با اشاره به خاطره‌ای از مجابی، خاطرنشان کرد: من خودم را شاگرد او می‌دانم. نکته‌های مجابی همیشه برایم راه‌گشا بود.

 

وی افزود: مجابی معتقد بود همه چیز را نجویم و در دهان مخاطب نگذاریم. اگر خواننده چیزی را متوجه نشد، می‌رود و جستجو می‌کند. ما ادامه دهنده نسل بزرگان هستیم و کلام را به نسل بعد منتقل می‌کنیم.

 

مجابی از مرگ نمی‌ترسید

 

در ادامه احترام برومند با اشاره به اینکه مجابی همانند کودکان نقاشی می‌کرد، چون قلبش پاک بود، گفت: او شعر هم می‌گفت اما به راحتی قابل فهم نبود، درک کلمات او کمال می‌خواست. در مورد نقاشی و فیلم هم، می‌گفت و می‌نوشت.

 

وی افزود: در مجابی فروتنی و مهربانی عیان بود، ندیدم که کسی را برنجاند، اگر از کاری خوشش نمی‌آمد، آن را با طنز بیان می‌کرد. هر جا او را دعوت می‌کردیم با روی باز می‌آمد.

 

برومند ادامه داد: مجابی در مورد مرگ می‌گفت که از مرگ نمی‌ترسم، اما به دوستانم حسودی می‌کنم که بعد من به میهمانی می‌روند. با او همیشه خوش می‌گذشت. زمانی کسی فوت می‌کند، دنبال چیزی می‌گردم که دلم نسوزد، مجابی عاشقانه زندگی کرد. دلم برای آنها که در زندگی، عشق را زندگی نمی‌کنند، می‌سوزد.

 

 

 

مجابی سمت قدرت نمی‌رفت

 

در ادامه حافظ موسوی، شاعر با اشاره به بحث روشنفکری مجابی، گفت: او تکلیفش با خودش، رفیق‌ها، قدرت، دوست و دشمن روشن بود. سمت قدرت نمی‌رفت.

 

وی افزود: مجابی ۲۵ سال کتابی منتشر نکرد، بخشی شرایط سانسور و بخشی کم لطفی ناشران بود. در آخرین مکالمه‌ای که با دو پس از جراحی داشتم، گفت که رمان آخرش را تکه پاره کرده‌اند. کسی که کلمه و رمان نمی‌داند، چرا می‌آید چنین کاری می‌کند.

 

موسوی ادامه داد: سلامت روشن‌فکری مجابی را در سلامت شعر او می‌توان دید. شعر مجابی، فرهیخته است. طنز او در شعر و نوشته‌هایش دیده می‌شود. استواری در شعر او دیده می‌شد. وسعت تخیل مجابی بسیار گسترده بود.

 

قلم مجابی صریح و شفاف بود

 

در ادامه محمد حسینی، ویراستار با اشاره به اینکه ادبیات ما همیشه پرده‌گو و پنهان‌گو بوده است، اظهار کرد: نویسندگان معاصر ما حق بزرگی در واضح و شفاف گفتن داشتند و ادبیات را از لفافه در آوردند.

 

وی افزود: صادق هدایت، جلال آل‌احمد و جواد مجابی این کار را کردند. کتاب تاریخ شفاهی، مجابی صریح و شفاف بود.

 

حسینی ادامه داد: وقتی از طنز صحبت می‌شود، می‌گویند ما از طریق طنز در دوره‌های مختلف تاریخ توانستیم خودمان را حفظ کنیم.

 

در پایان پوپک مجابی، شعری از پدرش جواد مجابی قرائت کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا