سیامک صفری: برای بازی در «آسباد» به جمع خانوادههای سیستان و بلوچستان رفتم

سیامک صفری بازیگر سریال «آسباد»، با اشاره به تجربه حضور در این مجموعه و آشنایی نزدیک با مردم سیستان و بلوچستان گفت: برای بازی در این سریال شبها به پارکهای سیستان و بلوچستان میرفتم و مهمان خانوادهها میشدم.
به گزارش روزنه هنر از ایرنا، سیامک صفری با اشاره به تجربه حضور در این مجموعه و آشنایی نزدیک با مردم سیستان و بلوچستان در گفت و گو با خبرنگار ایرنا گفت: تلاش کردم با حضور در میان مردم منطقه و شناخت شیوه زندگی، گویش و رفتارهای آنان، به شخصیت خود نزدیک شوم. معتقدم آسباد میتواند نگاه مخاطبان به این منطقه را واقعیتر کند و آنها را با ظرفیتهای فرهنگی و اجتماعی آن آشنا سازد.
وی درباره ویژگیهای فیلمنامه، تجربه ایفای نقش در این مجموعه، چگونگی شناخت فرهنگ مردم سیستان و بلوچستان و تأثیر فضای جغرافیایی و اجتماعی داستان بر شکلگیری شخصیت خود توضیح داد.
صفری درباره نخستین مواجههاش با فیلمنامه و دلایل پذیرش این نقش اظهار کرد: وقتی فیلمنامه را خواندم، فضای منطقهای که داستان در آن اتفاق میافتاد برایم جذاب بود. بخشی از نقشی که به من پیشنهاد شده بود نیز ویژگی متفاوتی داشت، چراکه باید سه نقش مرتبط با یکدیگر، از جمله شخصیت اصلی و روح پدر او را بازی میکردم. این موقعیت برای یک بازیگر جذاب است و همین تفاوت در کنار رویکرد مجموعه به منطقه، باعث شد به حضور در آن علاقهمند شوم.
وی با اشاره به نگاه متفاوت سریال به سیستان و بلوچستان افزود: آسباد با نگاه منصفانهو متفاوتی به این منطقه پرداخته است. همین رویکرد برایم اهمیت داشت و یکی از دلایل اصلی پذیرش این نقش بود.
تلاش برای شناخت زندگی واقعی مردم منطقه
صفری درباره روند آمادهسازی خود برای ایفای نقش و نزدیک شدن به فضای داستان بیان کرد: پس از رسیدن به منطقه، تلاش کردم بیشتر در میان مردم باشم و از نزدیک با زندگی روزمره آنها آشنا شوم. میخواستم حرفها، رفتارها و شیوه زندگی مردم در وجودم رسوب کند تا بتوانم شخصیت را باورپذیرتر اجرا کنم.
وی ادامه داد: شبها در زاهدان به پارکها میرفتم و زندگی خانوادهها را از نزدیک میدیدم. خانوادهها و اقوام دور هم جمع میشدند، سفره میانداختند و وقت میگذراندند. گاهی مرا هم به جمع خود دعوت میکردند. این صمیمیت و گرمی روابط برایم بسیار جالب بود و بهتدریج شناخت بیشتری از فضای اجتماعی منطقه پیدا کردم.
این بازیگر با اشاره به بازخورد مردم پس از پخش سریال گفت: هنوز هم با تعدادی از بازیگران بومی که در مجموعه حضور داشتند ارتباط دارم. یکی از دوستانم در منطقه میگفت بچههای زابل نشانی مرا میپرسند و میخواهند بدانند کجای زابل زندگی میکنم تا مرا ببینند. این اتفاق برایم خوشحالکننده بود، چون احساس کردم توانستهام تا اندازهای در فضای آن منطقه حل شوم و شخصیت را به شکلی اجرا کنم که برای مردم بومی باورپذیر باشد.
مواجهه با دشواریهای زندگی در منطقه
صفری با اشاره به تجربه حضور در مناطق مختلف سیستان و بلوچستان و مواجهه با شرایط زندگی مردم اظهار کرد: هر منطقهای دشواریهای خاص خودش را دارد و شرایط جغرافیایی نیز بر زندگی مردم تأثیر میگذارد. در جریان حضورمان، به روستاهایی رفتیم و شرایطی را از نزدیک دیدیم که گاهی ناراحتکننده بود؛ از جمله مدارسی که در کانکس فعالیت میکردند. مواجهه با چنین شرایطی برای من که از تهران به آنجا رفته بودم، تأملبرانگیز بود.
وی افزود: با وجود این دشواریها، در مجموع از تجربه حضور در منطقه راضی و خوشحالم. آشنایی با مردم، شیوه زندگی و روابط صمیمانه آنها تجربه ارزشمندی بود و به من کمک کرد تا فضای داستان را بهتر درک کنم.
هر شخصیت به جهان و ویژگیهای خاص خود نیاز دارد
این بازیگر درباره تفاوت ایفای نقش در «آسباد» با تجربههای پیشین خود گفت: وقتی فیلمنامهای را میخوانم، از روز بعد تلاش میکنم فضای آن را پیدا کنم و بشناسم. برایم مهم است که جهان داستان و روابط میان شخصیتها را درک کنم. اگر کارهای قبلی مرا مرور کنید، فکر میکنم در هرکدام تلاش کردهام تفاوتهایی در شیوه اجرای نقش ایجاد کنم، زیرا هر شخصیت به فضای خاص خودش نیاز دارد.
صفری ادامه داد: پوشش، رفتار، معماری محیط و شرایطی که داستان در آن اتفاق میافتد، همگی در شکلگیری شخصیت مؤثرند. وقتی فضای زندگی یک شخصیت با زندگی روزمره یک فرد شهرنشین تفاوت دارد، بازیگر باید این تفاوتها را بشناسد و در رفتار و اجرای خود نشان دهد. در آسباد نیز تلاش کردم این ویژگیها را در نظر بگیرم و از نزدیک شدن به یک الگوی کلیشهای فاصله بگیرم.
وی درباره نقش همکاران و بازیگران بومی در این مسیر بیان کرد: از ابتدای حضورم در پروژه، با گروهی از هنرمندان و همکارانی مواجه شدم که منطقه را بهخوبی میشناختند. آقای حمید سلیمانی و دیگر دوستان بومی در شناخت جزئیات زندگی مردم و ویژگیهای فرهنگی منطقه به من کمک کردند. آنها حتی نکاتی درباره گویش در اختیارم گذاشتند تا بتوانم از فضای یک فرد شهرنشین فاصله بگیرم و به شخصیت موردنظر نزدیکتر شوم.
صفری درباره تصویری که دوست دارد مخاطب پس از تماشای سریال از منطقه به دست آورد، گفت: فکر میکنم مخاطب در کنار دنبال کردن روایت داستانی، بهتدریج با منطقه نیز آشنا میشود. امیدوارم این آشنایی باعث شود ذهنیت او درباره سیستان و بلوچستان واقعیتر شود و به دیدن این منطقه و شناخت ظرفیتهای آن علاقهمند شود.
وی با تأکید بر ویژگیهای اجتماعی و فرهنگی منطقه افزود: سیستان و بلوچستان دیدنیهای بسیاری دارد و منطقهای سرشار از زندگی است. من که در تهران زندگی میکنم، در مدتی که آنجا بودم، صمیمیت و عشق به زندگی را به شکل پررنگی احساس کردم. شبهای منطقه، چهارراههای شلوغ و رفتوآمد مردم برایم بسیار جالب بود. مردم با یکدیگر مهرباناند و روابط گرم و صمیمانهای دارند. این فضا برای من تجربهای متفاوت و ارزشمند بود.
این بازیگر در پایان با اشاره به روند تدریجی آشکار شدن ابعاد شخصیتها در داستان خاطرنشان کرد: برخی اطلاعات و ویژگیهای شخصیتها بهتدریج در طول روایت آشکار میشوند و مخاطب با پیشرفت داستان به درک تازهای از آنها میرسد. برای نمونه، در رابطه میان شخصیت من و پسرش، ابتدا دلخوری و نارضایتی دیده میشود، اما در ادامه مخاطب متوجه میشود که در پس این رفتارها، علاقه و نگرانی پدر نسبت به فرزندش نیز وجود دارد. به نظرم کشف تدریجی چنین لایههایی میتواند به درک بهتر روابط شخصیتها کمک کند.



