موسیقی و تجسمی

چرا کنسرت‌های داخل خالی می‌مانند اما معین و شادمهر خوب می‌فروشند؟

یک ناشر موسیقی با اشاره به رکود بازار موسیقی پس از جنگ و بحران‌های اخیر، می‌گوید در حالی که کنسرت خوانندگان ایرانی در خارج از کشور با استقبال گسترده و فروش کامل بلیت‌ها روبه‌روست، بازار موسیقی در داخل با افزایش هزینه‌ها، کاهش استقبال مخاطبان و مشکلات معیشتی فعالان این حوزه دست‌وپنجه نرم می‌کند.

به گزارش روزنه هنر از ایسنا، غلام علمشاهی،  مدیر انتشارات «آوای نکیسا» در ادامه بررسی وضعیت تولید و نشر آثار موسیقی در ایران در گفت‌وگو با ایسنا به پرسش‌هایی در این باره پاسخ داد که در ادامه مشروح آن را می‌خوانید.

ـ عمدتاً در دوران بحران، به نظر می‌رسد نخستین آسیب‌ها متوجه حوزه فرهنگ و هنر، به‌ویژه موسیقی، می‌شود. شما این موضوع را در حوزه موسیقی، به‌ویژه از زمان جنگ تاکنون، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

موسیقی را اصطلاحاً «خوراک روح» می‌دانند، اما وقتی جامعه‌ای از نظر روحی و روانی دچار آشفتگی می‌شود، طبیعی است که موسیقی دیگر در اولویت مردم نباشد. در چنین شرایطی، افراد بیش از هر چیز درگیر مسائل و دغدغه‌های اساسی زندگی هستند، به همین دلیل موسیقی به رتبه‌های بعدی نیازهایشان منتقل می‌شود.

از سوی دیگر، مشکلات اقتصادی نیز این وضعیت را تشدید می‌کند و بر فعالیت‌های موسیقایی اثر منفی می‌گذارد. البته این مسئله تنها به موسیقی محدود نیست و سایر شاخه‌های هنری نیز از بحران آسیب می‌بینند.

به‌ هرحال شرایط برای هنرهای تجسمی و تئاتر حتی دشوارتر است. هرچند ممکن است سینما در مقایسه با این حوزه‌ها، در دوران بحران وضعیت بهتری داشته باشد.

ـ با توجه به اتفاقات ماه‌های اخیر، شما به عنوان یک ناشر موسیقی چه تغییراتی در رفتار مخاطبان موسیقی مشاهده کرده‌اید؟

پس از اتفاقات دی‌ماه و در ادامه آن، طی حدود ۶ ماه گذشته، وضعیت موسیقی کاملاً به هم ریخته است و هنوز شرایط به حالت عادی بازنگشته است. حالا هم که به ماه‌های محرم و صفر رسیده‌ایم، عملاً دو ماه فعالیت‌های موسیقی متوقف است، بنابراین صنعت موسیقی آسیب جدی دیده است.

از سوی دیگر، افزایش هزینه‌ها نیز این وضعیت را تشدید کرده است. اجاره بالای سالن‌ها، هزینه‌های صدابرداری، نور، و سایر عوامل اجرایی باعث شده بسیاری از شرکت‌های تهیه‌کننده موسیقی و برگزارکنندگان کنسرت متحمل خسارت‌های سنگینی شوند. این درحالی است که موسیقی هم یک صنعت است و گروه قابل توجهی از مردم از طریق آن امرار معاش می‌کنند. اکنون بسیاری از این افراد با مشکلات جدی روبه‌رو هستند، برخی شرکت‌ها ناچار به تعدیل نیرو شده‌اند و بسیاری از فعالان این حوزه با مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

در همین حال، می‌بینیم که کنسرت‌های خوانندگانی مانند معین، شادمهر عقیلی و ابی در ترکیه، در سالن‌های ۱۲ هزار نفری، برای شهریورماه به‌طور کامل به فروش رفته است. حالا اینکه چه تعداد از مخاطبان از ایران می‌روند و چه تعداد از کشورهای دیگر هستند، مشخص نیست، اما این استقبال نشان می‌دهد که مخاطب موسیقی همچنان وجود دارند.

با این حال، در داخل کشور به نظر می‌رسد نگاه سخت‌گیرانه‌ای نسبت به فعالیت‌های موسیقی شکل گرفته است، گویی با وقوع این اتفاقات، دیگر فعالان این حوزه نباید از این راه امرار معاش کنند. درحالی که بسیاری از موزیسین‌ها و عوامل اجرایی وابسته به برگزاری کنسرت امروز با مشکلات جدی مواجه‌اند؛ از عقب افتادن پرداخت بیمه گرفته تا اجاره خانه. گویا ما ایرانی‌ها به دلیل روحیه عاطفی و احساسی‌مان، در چنین شرایطی گاهی بیش از حد سخت‌گیری می‌کنیم.

ـ با توجه به شرایطی که توضیح دادید، به نظر شما اکنون زمان مناسبی برای انتشار آثار جدید موسیقی است یا هنوز برخی از هنرمندان ترجیح می‌دهند دست نگه دارند و منتظر بمانند؟

بسیاری از هنرمندان در شرایط فعلی با احتیاط عمل می‌کنند و اصطلاحاً دست به عصا راه می‌روند. آنها نگران‌اند که انتشار اثر جدید با واکنش منفی یا انتقاد بخشی از مخاطبان مواجه شود، بنابراین ترجیح می‌دهند فعلاً صبر کنند.

از سوی دیگر، انتشار یک اثر جدید زمانی معنا پیدا می‌کند که امکان اجرای صحنه‌ای و جذب مخاطب هم وجود داشته باشد. امروز دیگر فروش فیزیکی آثار موسیقی یا حتی درآمد حاصل از انتشار آن، نقش پررنگی در اقتصاد موسیقی ندارد و بخش عمده درآمد هنرمندان از اجرای کنسرت تأمین می‌شود. متأسفانه همین بخش هم در شرایط اخیر با مشکلات جدی روبه‌رو شده است.

امیدوارم بعد از پایان ماه‌های محرم و صفر، مردم دوباره با سالن‌های کنسرت آشتی کنند. در کنار آن، انتظار می‌رود مدیران سالن‌ها نیز اجاره‌بها را کاهش دهند تا برگزارکنندگان بتوانند بلیت‌ها را با قیمت مناسب‌تری عرضه کنند. در حال حاضر، هزینه‌های برگزاری کنسرت آن‌قدر افزایش یافته که  بسیاری از مردم توان خرید ندارند.

تصور کنید یک خانواده چهار نفره برای رفتن به یک کنسرت باید حدود ۱۵ میلیون تومان هزینه کند. با وضعیت اقتصادی امروز، چنین مبلغی برای بسیاری از خانواده‌ها قابل پرداخت نیست و در نتیجه، کنسرت رفتن به فعالیتی محدود برای قشر خاصی از جامعه تبدیل شده است.

امیدوارم دولت نیز در این زمینه همکاری بیشتری داشته باشد. سالن‌هایی که در اختیار نهادهای دولتی یا عمومی هستند، مانند برج میلاد، سالن‌های نمایشگاه بین‌المللی یا وزارت کشور می‌توانند با کاهش اجاره‌بها به رونق دوباره بازار موسیقی کمک کنند. در این صورت، برگزارکنندگان هم ناچار نخواهند بود قیمت بلیت‌ها را بیش از این افزایش دهند و مخاطبان بیشتری امکان حضور در کنسرت‌ها را خواهند داشت. واقعیت این است که افراد زیادی در صنعت موسیقی از این راه امرار معاش می‌کنند و می‌دانم که بسیاری از آنها امروز با مشکلات مالی جدی روبه‌رو هستند.

ـ در تجربه‌های جهانی، معمولاً پس از جنگ‌ها و بحران‌ها، هنر به‌ویژه موسیقی به ابزاری برای بازسازی روحیه جامعه تبدیل می‌شود. آیا شما چنین ظرفیتی را در موسیقی ایران هم می‌بینید؟

این موضوع در ایران تا حدی دشوار است، چون در شرایط فعلی، اولویت اصلی بسیاری از خانواده‌ها مسائل معیشتی است. طبیعی است که سرپرست خانواده ابتدا باید نیازهای اقتصادی خانواده را تأمین کند و تا زمانی که این دغدغه‌ها برطرف نشود، پرداختن به فعالیت‌های فرهنگی و هنری، از جمله رفتن به کنسرت، در اولویت قرار نمی‌گیرد. به همین دلیل، مشکلات اقتصادی تأثیر مستقیمی بر فاصله گرفتن مردم از موسیقی و اجراهای زنده گذاشته است.

من امیدوارم شرایط معیشتی مردم بهبود پیدا کند تا چرخه صنعت موسیقی دوباره به حرکت بیفتد.

با استفاده از ظرفیت رسانه‌ها، هنرمندان و چهره‌های شناخته‌شده نیز می‌توان با مردم گفت‌وگو کرد و توضیح داد که افراد زیادی از طریق صنعت موسیقی امرار معاش می‌کنند. مردم ایران نجیب و آگاه هستند و اگر این واقعیت برایشان تبیین شود، می‌توانند دوباره از موسیقی و اجراهای زنده حمایت کنند.

آشتی مردم با سالن‌های کنسرت می‌تواند در بهبود روحیه جامعه نیز مؤثر باشد؛ چرا که امروز بسیاری از مردم از نظر روحی خسته، دل‌شکسته و آسیب‌دیده هستند و موسیقی می‌تواند در بازیابی این روحیه نقش مهمی ایفا کند.

ـ اگر بخواهیم وضعیت امروز را با دو یا سه سال گذشته مقایسه کنیم، هزینه تولید یک قطعه موسیقی، حتی در حوزه موسیقی ایرانی، چقدر تغییر کرده است؟

در سال‌های اخیر یک تغییر مهم در بازار موسیقی رخ داده و آن هم تغییر ترکیب مخاطبان است. امروز بخش قابل توجهی از مخاطبان موسیقی را نوجوانان و نسل Z؛ یعنی افراد حدود ۱۵ تا ۲۰ ساله، تشکیل می‌دهند. این گروه بیشتر به سبک‌های خاص، به‌ویژه موسیقی رپ، گرایش دارند و همین موضوع بر روند تولید آثار موسیقی نیز تأثیر گذاشته است.

از طرف دیگر، در بازار موسیقی افرادی هستند که به نوعی «برند» محسوب می‌شوند و اگر بخواهید اثرتان بیشتر دیده شود و مخاطب جذب کند، ناچارید با آنها همکاری کنید. طبیعتاً دستمزد این افراد نیز بالاتر است.

اگر بخواهم یک برآورد کلی بدهم، امروز تولید یک قطعه معمولی موسیقی حدود ۱۰۰ میلیون تومان هزینه دارد، درحالی که همین اثر دو یا سه سال پیش ممکن بود با ۳۰ تا ۵۰ میلیون تومان تولید شود. بنابراین هزینه‌های تولید تقریباً دو تا سه برابر شده است.

البته هرچه سراغ هنرمندان، تنظیم‌کنندگان و موزیسین‌های شناخته‌شده‌تر بروید، هزینه‌ها هم بیشتر می‌شود. کسانی که در سال‌های اخیر آثار موفق و پرمخاطبی داشته‌اند، به دلیل جایگاه حرفه‌ای و اعتباری که پیدا کرده‌اند، دستمزدهای بالاتری نسبت به سایر فعالان این حوزه دریافت می‌کنند.

ـ با توجه به اینکه تولید یک قطعه موسیقی امروز هزینه بالایی دارد، آیا از نظر اقتصادی هنوز برای هنرمندان توجیهی دارد؟

در نهایت، هنرمندی که از راه موسیقی امرار معاش می‌کند، ناچار است همچنان اثر تولید کند تا حضورش در بازار حفظ شود و از جریان موسیقی عقب نماند. انتشار اثر جدید این امکان را فراهم می‌کند که هم در اجراهای زنده از آن استفاده کند و هم از طریق پلتفرم‌های داخلی و خارجی، بخشی از هزینه‌های تولید را از محل انتشار و دانلود آثار جبران کند.

برای کسانی که به‌صورت حرفه‌ای در این حوزه فعالیت می‌کنند، حضور مستمر در بازار ضروری است. اگر مدتی اثری منتشر نکنند، به‌تدریج فراموش می‌شوند. این موضوع به‌ویژه در موسیقی پاپ که امروز پررونق‌ترین و اقتصادی‌ترین شاخه موسیقی در کشور است، بیشتر دیده می‌شود. موسیقی پاپ خیلی زود مصرف می‌شود و به همین دلیل خوانندگان ناچارند مرتب آثار جدید منتشر کنند تا جایگاه خود را حفظ کنند. از طرفی هر روز خوانندگان جدیدی وارد این عرصه می‌شوند و رقابت هم بیشتر شده است. بنابراین هنرمندان برای ماندن در بازار، چاره‌ای جز سرمایه‌گذاری و تولید مستمر ندارند.

ـ پس می‌توان گفت با توجه به اینکه تولید یک اثر موسیقی به‌تنهایی بازده اقتصادی قابل‌توجهی ندارد، انتشار قطعه بیش از آن که منبع درآمد باشد، ابزاری برای معرفی هنرمند و ساختن برند شخصی اوست؟

دقیقاً همین‌طور است. امروز تبلیغات به یکی از ارکان اصلی صنعت موسیقی تبدیل شده، همان‌طور که در سینما نیز موفقیت یک فیلم تا حد زیادی به تبلیغات، تیزرها و معرفی درست آن وابسته است.

اگر یک هنرمند برای تولید یک قطعه حدود ۱۰۰ میلیون تومان هزینه کند، تقریباً باید رقمی مشابه را هم صرف تبلیغات آن اثر کند؛ از تبلیغ در فضای مجازی و اینستاگرام گرفته تا ساخت تیزر، موزیک‌ویدئو یا تولید محتوایی که باعث دیده شدن اثر شود.

موسیقی در موقعیت‌های مختلف زندگی مردم حضور دارد؛ در شادی‌ها، غم‌ها، مهمانی‌ها، خودرو و بسیاری از لحظه‌های روزمره. به همین دلیل، هنرمندان حرفه‌ای ناچارند برای دیده شدن و ماندن در ذهن مخاطب، به‌طور مستمر هزینه کنند و آثار جدید منتشر کنند. کسانی که صرفاً به‌صورت تفننی وارد موسیقی می‌شوند، معمولاً ماندگار نیستند، اما هنرمندانی که با عشق و به شکل حرفه‌ای فعالیت می‌کنند، ناچارند این مسیر را ادامه دهند و برای حفظ جایگاه خود سرمایه‌گذاری کنند.

ـ پلتفرم‌های آنلاین، چه در داخل کشور و چه در خارج، تا چه اندازه توانسته‌اند منفعت و بازگشت اقتصادی برای هنرمندان موسیقی ایجاد کنند؟

متأسفانه در کشور ما حقوق مؤلف و مصنف آن‌طور که باید رعایت نمی‌شود و حمایت جدی از آن وجود ندارد. مسئله کپی‌رایت در کشورهای پیشرفته، مانند کشورهای اروپایی و آمریکا، بسیار جدی است و نقض آن تقریباً مانند یک تخلف بزرگ تلقی می‌شود. به همین دلیل، شرکت‌ها و کمپانی‌های بزرگ با اطمینان روی هنرمندان سرمایه‌گذاری می‌کنند، از آنها حمایت می‌کنند و این صنعت به دلیل درآمدزایی و پرداخت مالیات، جایگاه مشخصی در اقتصاد دارد.

اما در ایران چنین سازوکاری به‌درستی شکل نگرفته است. هنوز هم می‌توان با هزینه‌ای بسیار اندک، مجموعه‌ای از آثار موسیقی ایرانی و خارجی را بدون کسب اجازه از صاحبان آثار تهیه کرد، بدون اینکه حق و حقوق تولیدکنندگان و صاحبان اثر پرداخت شود. این موضوع باعث شده است درآمد حاصل از انتشار آثار موسیقی برای هنرمندان و تهیه‌کنندگان بسیار محدود باشد.

البته بخشی از مخاطبان، به‌ویژه ایرانیان خارج از کشور، فرهنگ پرداخت حق مؤلف را رعایت می‌کنند و آثار را از پلتفرم‌های قانونی دانلود یا خریداری می‌کنند تا حقوق صاحبان اثر پرداخت شود، اما این بازار همچنان محدود است و نمی‌تواند هزینه‌های تولید را به‌طور کامل جبران کند.

اگر دولت مسئله کپی‌رایت را به‌صورت جدی پیگیری و از آن حمایت کند، این موضوع می‌تواند به یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی صنعت موسیقی تبدیل شود و کمک بزرگی به هنرمندان، موزیسین‌ها و به‌ویژه تهیه‌کنندگان موسیقی باشد؛ افرادی که با سرمایه شخصی، بدون دریافت وام یا حمایت دولتی، در این حوزه سرمایه‌گذاری می‌کنند.

من خودم هم یکی از همین افراد هستم و طی حدود ۴۵ سال فعالیت، نزدیک به ۱۵۰ اثر موسیقایی را با سرمایه شخصی تولید کرده‌ام.

ـ اگر شرایط فعلی ادامه پیدا کند، پیش‌بینی شما از وضعیت بازار موسیقی در ماه‌های آینده چیست؟

اگر شرایط اقتصادی مردم تا حدی بهبود پیدا کند و وضعیت کشور از این حالت «نه جنگ، نه صلح» خارج شود و مردم احساس کنند تکلیفشان روشن شده است، شرایط بازار موسیقی هم به‌مراتب بهتر خواهد شد. امروز بخش زیادی از جامعه در وضعیت بلاتکلیفی و نگرانی به سر می‌برد و همین مسئله بر فعالیت‌های فرهنگی و هنری نیز تأثیر گذاشته است.
امیدوارم هم از نظر اقتصادی و هم از نظر روحی و روانی، شرایط جامعه بهبود پیدا کند و مردم از این وضعیت بلاتکلیفی خارج شوند. اگر چنین فضایی ایجاد شود، بدون تردید موسیقی نیز می‌تواند دوباره جان بگیرد و رونق گذشته خود را بازیابد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا